ملایر؛ خاستگاه سرداران شهید سرزمین آزادگی و ایستادگی

ملایر؛ خاستگاه سرداران شهید سرزمین آزادگی و ایستادگی

ایسنا/همدان جنگ تحمیلی عراق با ایران که آن را به عنوان «دوران دفاع مقدس» می شناسیم، طولانی‌ترین ‏جنگ متعارف در قرن بیستم میلادی و دومین جنگ طولانی این قرن پس از جنگ ویتنام بود که ‏نزدیک به هشت سال به طول انجامید، این جنگ به صورت رسمی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد و در نهایت ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ پایان یافت.

با توجه به آن که امسال چهلمین سالگرد هفته دفاع مقدس است، برنامه های گرامیداشت این هفته در ملایر از خردادماه آغاز شده و همچنان ادامه دارد.

شهرستان ملایر دیار مردمان با غیرت و مؤمنی است که همواره تا پای جان پای آرمان های متعالی نظام و انقلاب ایستاده اند. این دیار خاستگاه ۱۱۰۰ شهید گلگون کفنی است که سینه سپر کردند و از جان شیرین، همسر، فرزند و خانواده خود گذشتند تا امروز ما در سایه پرچم سه رنگ ایران سرافراز در امنیت، عزت و آزادگی زندگی کنیم.

رئیس اداره بنیاد شهید و امور ایثاراگران شهرستان ملایر با بیان اینکه این شهرستان ۱۱۰۰ شهید والامقام در طول دفاع مقدس تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی و میهن عزیزمان کرده است، گفت: ۱۱۳ گلزار شهدا در سطح شهر..

0 0
Read Time:12 Minute, 15 Second

ملایر؛ خاستگاه سرداران شهید سرزمین آزادگی و ایستادگی

ملایر؛ خاستگاه سرداران شهید سرزمین آزادگی و ایستادگی

ایسنا/همدان جنگ تحمیلی عراق با ایران که آن را به عنوان «دوران دفاع مقدس» می شناسیم، طولانی‌ترین ‏جنگ متعارف در قرن بیستم میلادی و دومین جنگ طولانی این قرن پس از جنگ ویتنام بود که ‏نزدیک به هشت سال به طول انجامید، این جنگ به صورت رسمی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد و در نهایت ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ پایان یافت.

با توجه به آن که امسال چهلمین سالگرد هفته دفاع مقدس است، برنامه های گرامیداشت این هفته در ملایر از خردادماه آغاز شده و همچنان ادامه دارد.

شهرستان ملایر دیار مردمان با غیرت و مؤمنی است که همواره تا پای جان پای آرمان های متعالی نظام و انقلاب ایستاده اند. این دیار خاستگاه ۱۱۰۰ شهید گلگون کفنی است که سینه سپر کردند و از جان شیرین، همسر، فرزند و خانواده خود گذشتند تا امروز ما در سایه پرچم سه رنگ ایران سرافراز در امنیت، عزت و آزادگی زندگی کنیم.

رئیس اداره بنیاد شهید و امور ایثاراگران شهرستان ملایر با بیان اینکه این شهرستان ۱۱۰۰ شهید والامقام در طول دفاع مقدس تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی و میهن عزیزمان کرده است، گفت: ۱۱۳ گلزار شهدا در سطح شهرستان وجود دارد که همگی ساماندهی شده است.

محمدابراهیم مرادی در گفت‌وگو با ایسنا، به مناسبت فرارسیدن هفته دفاع مقدس افزود: از این تعداد ۹ گلزار شهری و ۱۰۴ گلزار روستایی هستند که همگی ساماندهی شده و تنها تعدادی از آنها نیازمند مرمت است.

وی با اشاره به اینکه جلسات مربوطه در زمینه نگهداری و مرمت گلزارهای شهدا با حضور معاونان فرماندار برگزار شده و اقدامات لازم در دستور کار قرار گرفته است، به وجود ۲۰۰۰ جانباز با درصدهای مختلف بین ۵ تا ۷۰ درصد و ۱۱۲ نفر آزاده در این شهرستان اشاره کرد.

مرادی با بیان اینکه امسال چهلمین ساگرد هفته دفاع مقدس است بنابراین برنامه های گرامیداشت این هفته در ملایر با حضور سردار مهدی ظفری، مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان همدان آغاز شده و درحال برگزاری است، افزود: از سوم خردادماه سرکشی از خانواده های شهدا، آزادگان و جانبازان را با حضور مسئولان شهرستان آغاز کردیم و این کار همچنان ادامه دارد.

رئیس اداره بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان ملایر با اشاره به اینکه از سوم خردادماه تاکنون با ۱۰۰ خانواده ایثارگر دیدار داشتیم، خاطرنشان کرد: هفته آینده نیز مسابقات فوتبال چهارجانبه جام شهدای خلبان در ملایر برگزار می شود.

وی با بیان اینکه امسال به علت شیوع کرونا مراسم خاصی برگزار نمی شود، اظهار کرد: عمده برنامه ها در هفته دفاع مقدس معطوف به سرکشی از خانواده های معظم ایثارگران و غبارروبی گلزارهای شهدا و برپایی زیارت عاشورا و دعای توسل با همکاری سپاه با رعایت پروتکل های بهداشتی است.

در ادامه به معرفی چند تن از شهدای شاخص ملایر می پردازیم که هر کدامشان جزء نخبگان زمانه و منشأ اثر بودند.

حاج حسن تاجوک؛ شهید شاخص سال ۹۴

شهید حاج حسن تاجوک سال ۱۳۴۰ در شهر ملایر به دنیا آمد. کودکی اش در محیطی آکنده از معنویت سپرس شد. در سال ۱۳۴۶ برای تحصیل قدم در دبستان نهاد و این مرحله را از آغاز تا پایان باهوش و ذکاوتی که داشت به خوبی پشت سرگذاشت. او در جریانات انقلاب فعالانه شرکت داشت به نحوی که چندین مورد به دست عوامل ساواک شاه ملعون مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

در آتشی که مزدوران ضدانقلاب در کردستان به پا کرده بودند جانانه حضور یافت و تا اوایل آغاز جنگ تحمیلی در آنجا مشغول مبارزه با این نوکران استکبار جهانی بود. با زبانه کشیدن شعله جنگ به جبهه نبرد علیه کفار بعثی شتافت و اینگونه صفحه ای دیگر از دفتر مبارزات خود را ورق زد. در فروردین ماه سال ۶۰ برای ازدواج به شهر آمد اما سریعاً پس از این امر خیر به جبهه برگشت و ماه ها در آنجا ماند.

در سال ۶۱ حاج حسن به اتفاق تعدادی از فرماندهان برای شناسایی منطقه جدید در سومار رفته بودند که با برخورد به کمین دشمن و درگیری، برادران محمدآل پورحجازی و حسین جعفری به شهادت می رسند، برادر حاج رضا مستجیری به اسارت درمی آید و شهید حاج حسن تاجوک به شدت مجروح می شود و عراقی ها به خیال آن که او شهید شده رهایش می کنند و حاج حسن بعد از یکی دو روز توسط نیروهای خودی به عقب منتقل می شود.

سردار رشید حاج حسن تاجوک در حالیکه جراحات بسیاری را در بدن داشت، زخم ماندن در این قفس تاب از کفش برده بود تا اینکه سرانجام پس از سال های متمادی حضور در جبهه ها و ایثار و فداکاری های بی شمار در اول تیرماه ۶۷ نماز عشق را در محراب خون سلام گفت و به دیار معبود شتافت.

گزیده‌ای از وصیت‌نامه سردار رشید حاج حسن تاجوک

و لا تَحسبنَّ الذینَ قُتلوا فی سبیل ا… امواتا بل احیاء عند ربهم یُرزقون

با درود به رهبر کبیر انقلاب و خانوادهای شهدا و با درود به شهدای انقلاب اسلامی از هابیل تا کربلای خوزستان، هم اکنون که قلم در دست گرفته‌ام و می‌خواهم کلماتی را به عنوان وصیت بر روی کاغذ بنویسم، دستم می‌لرزد چون می‌دانم که من لیاقت شهادت را ندارم و نمی‌دانم چرا. من از قافله عقب مانده‌ام و علت هم این است که من هنوز ساخته نشده‌ام اما خدایا تو خود می دانی که چقدر من با خودم صحبت می‌کنم و خود را دلداری می‌دهم.

خدایا دوستان و رفقا همه رفتند، دیگر کسی باقی نمانده، عابدینی‌ها، سلطانی‌ها، اسلامجو، ترکاشوندها، حاتمی، فراهانی، کلیه عزیزان رفتند و من خجالت می‌کشم از منطقه سالم برگردم، خدایا تو خود می‌دانی که من این راه را آگاهانه انتخاب کرده‌ام و کورکورانه نیست و می‌دانم که به چه راهی که همان لقای تو است، می‌روم.

خدایا تو خودت کمک کن، الهی من با تمام وجود ادراکت می‌کنم و این سخن زیبایت را خوب درک می‌کنم که «یُحبُّوه و یُحبُّونَه»، خدایا تو خود می‌دانی که این بنده حقیر به تو عشق می‌ورزد و همیشه به یاد تو بوده و هستم چراکه امید من و تکیه گاه من توئی ای مولا و غیر از تو کسی ندارم.

زندگی‌نامه مستند شهید حسن تاجوک، فرمانده گردان مسلم ابن عقیل ملایر و فرمانده طرح و عملیات لشکر انصارالحسین(ع) همدان، با نام «عزیز کَرده» حاصل ساعت‌ها گفت‌وگو با ۹۰ نفر از افراد خانواده و یاران و همرزمان آن شهید است که در آن نهایت به صورت کتابی در ۳۶۸ صفحه توسط انتشارات صریر منتشر شده است.

حاج احمد جوکار؛ از شهدای محراب و منبر

روحانی شهید احمد جوکار، از شهدای محراب و منبر است که در سال ۱۳۴۰ در ملایر متولد شد و آموزش ابتدایی تا دبیرستان را در آن شهر فراگرفت. محیط دبیرستانی، مملو بود از مظاهر فساد و افکار منحرف کننده و شهید جوکار که روحیه ای مذهبی و اسلامی داشت، عزم را جزم و دوستانی را جمع کرد تا با تأسی از دیانت و سیاست امام خمینی(ره) که در تبعید به سرمی بردند، فرهنگ دینی را تبلیغ کنند و دانش آموزان و معلمان را از ماهیت فاسد رژیم پهلوی آگاه کنند.

تفکرات و حرکات حجت الاسلام احمد جوکار، موجب ارتباط او با طلاب جوان حوزه علمیه شد. وقتی کتابخانه «حضرت ولیعصر(عج)» تأسیس شد، آن را مرکزی برای فعالیت های خود قرار داد و از جمله خدمات ارزنده او در کتابخانه این بود که به اتفاق همفکرانش مقالات و کتاب های ضدرژیم و ممنوع الطبع را تلخیص و پخش می کردند.

در سال های ۵۷-۵۶ که اعتراضات علنی و تظاهرات مردمی علیه رژیم پهلوی پدیدار شد، او از کلاس و درس اعراض کرد و خدمات اجتماعی و انقلابی خوبی از خود به جای نهاده است. با پیروزی انقلاب اسلامی او از زادگاهش به شهر تهران رفت و به مدت یک سال در مدرسه عالی شهید مطهری مشغول فراگیری علوم دینی بود و به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمد و به فعالیت صادقانه اش ادامه داد.

این روحانی مبارز، پس از مدتی با سپاه پاسداران همکاری کرد و در قسمت تبلیغات سپاه کوششی بسزا از خود به جا نهاد. این شهید بزرگوار، بر طبق وظیفه دینی و انسانی اش رفتن را برماندن ترجیح داد و به رزمندگان اسلام در جبهه ها پیوست. سرانجام در عملیات والفجر یک پس از ماه ها پیکار در سنگرها، مورد اصابت ترکش خمپاره دشمن بعثی قرار گرفت و بدین سان جان شیرین را از قفس تن رهانید و در دارالقرار جان، آرامش ابدی یافت.

وصیت‌نامه شهید احمد جوکار

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ‌ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ‌ لَنَا مِنْ‌ لَدُنْکَ‌ رَحْمَةً إِنَّکَ‌ أَنْتَ‌ الْوَهَّابُ‌(آل عمران ٨)

خدایا از تو می خواهم که مرگم را شهادت در راه خودت زیرپرچم اسلام و اولیاء خودت قرار دهی. خدایا آن چیزی که به روحانیت و طلبه بودن اصالت می بخشد همان روحانیت و معنویت این راه است که انسان را دائماً در حین ذکر نگه می دارد و سراسر وجودش را ندای «لا اله الا الله» سیراب می سازد و آنقدر این روح قوی می شود که تن را به زیر رگبار گلوله ها و تانک ها قرار می دهد و ارزش واقعی را به این جریان حیاتی بدن یعنی خون می بخشد و آن را مایه رشد و حرکت و تکامل جامعه قرار می دهد.

و شما برادران طلبه خود را مجهز به سلاح ایمان و علم سازید و لحظه ای غافل نباشید که حساس ترین مسئولیت ها اکنون بر دوش شماست، شما رهبران فکری و معنوی این امت هستید، نخست باید خود مجهز به اینها باشید. بیانات امام امت را با گوش دل بشنوید و با تمام وجود در انجام فرامینش کوشا باشید. شما برادارن مسئول از سستی، تهمت، غیبت و حب دنیا و … برحذر باشید و مراقبه و محاسبه نفس را فراموش نکنید.

احمدرضا احدی؛ شهید نخبه دفاع مقدس

شهید احمدرضا احدی یکی از شهدای نخبه کشوری است که در سال ۱۳۶۴ رتبه اول کنکور تجربی را کسب کرد، هر ساله در بنیاد ملی نخبگان نشان این شهید بزرگوار به دانشجویان نخبه اعطا می‌شود.

وی در ۲۵ آبان ماه سال ۱۳۴۵ در شهرستان اهواز و در خانواده ای مذهبی و سنتی زاده شد. پدرش درجه‌دار ارتش و مادر وی خانه دار بود. در شش سالگی وارد دبستان شد و مراحل تحصیل ابتدایی را با موفقیت کامل و احراز رتبه‌های اول طی کرد. دوره راهنمایی را نیز با معدل های ۱۹ و ۲۰ گذراند. در این هنگام با آغاز جنگ تحمیلی همراه خانواده به زادگاه پدر و مادر خویش ملایر بازگشت و تحصیلات متوسطه را در رشته علوم تجربی در دبیرستان دکتر شریعتی پی گرفت و سرانجام در سال ۶۳ موفق به کسب دیپلم شد.

سال ۶۴ در کنکور سراسری دانشگاه‌ها با استفاده از سهمیه رزمندگان رتبه نخست را در کل کشور و در همه رشته‌های انتخابی به دست آورد و از این پس در رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی تهران به ادامه تحصیل پرداخت.

شهید پس از مهاجرت به ملایر و همزمان با تحصیل در دبیرستان ضمن اندیشه و تأمل در مسائل گوناگون، ایمان روزافزون خود را به حرکت پویای انقلاب اسلامی و امام (ره) نشان داد تا آن که در سال دوم تحصیل در دبیرستان، بر اثر روح کمال خواه و ایمان والای خویش و به منظور حضور در میدان های جنگ و جهاد لباس رزم بر تن کرد و نخستین بار در عملیات رمضان، سال ۶۱ شرکت کرد و در این نبرد مجروح شد.

فراست ذهن احمدرضا باعث می‌شد اندیشه خویش را با فرمول‌های ریاضی تعبیر کند. از این پس احمدرضا تا هنگام شهادتش پیاپی در جبهه‌های جنگ حضور یافت و در تمامی نبردها از نفرات ویژه و فعال گردان ها و دسته ها بود و در مواقع سخت و پیچیده در میادین نبرد، دیگران را نیز هدایت و مساعدت می‌کرد و گاه اتفاق می افتاد تا یک شبانه روز در میان سپاه دشمن پنهان می شد و جز خدا کسی از او خبر نداشت.

در مدت چهار سال حضور در جبهه جنگ بارها مجروح شد و در عین حال در بسیاری از این موارد کمتر اتفاق می افتاد که دوستان و حتی خانواده اش از این موضوع آگاهی یابند.

احمدرضا در استعداد و یادگیری، کم نظیر بود و بدین جهت در طول مدت تحصیل در مدرسه و در دبیرستان و دانشگاه برجسته و سرآمد بود و نمره‌های عالی می‌گرفت. چنان که در سال آخر دبیرستان پس از شش ماه حضور در خط مقدم جبهه های جنگ و بازگشت و شرکت در امتحان نهایی به عنوان دانش آموز ممتاز شناخته شد.

طبع لطیف او موجب آن شد که حتی برای بیان مافی الضمیر و اندیشه خویش از فرمول های ریاضی و مقوله های علمی نیز تعابیری بدیع و گیرا به وجود آورد و به راحتی قلم را در بیان مکنونات درونی و مشاهدات خود به کار گیرد و شورانگیزی و عاطفه سیال خویش را در جملات و نوشته هایش جای دهد. کتاب «حرمان هور» حاوی دست نوشته‌ها و خاطرات شهید احمدرضا احدی در دوران جنگ ایران و عراق است که نخستین بار در سال۶۷ منتشر شده‌ است.

افزون بر این، گاه طرح ها و نقاشی هایی نیز پدید می آورد و مهمتر اینکه اُنس دائمی با قرآن و ادعیه داشت و بر آن همّت می گماشت. به سخنان حکیمانه و اشعار عرفانی دلبستگی خاصی داشت آن گونه که در نوشته های خود به مناسبت های مختلف از اشعار نغز شاعران بهره می گرفت.

آنچه در نگاه نخست از او به نظر می آمد سادگی و صمیمیتی بود که بیننده را از دیدار او مجذوب می ساخت اما در پس این چهره جذاب و شاداب، نگاه ژرف و قلبی محزون وجود داشت که باعث بی توجهی آن به تعلقات دنیایی شده بود و او را با عشق و ایمانی خالص راهی میدان های دفاع از دین و میهنش می کرد.

وصیت‌‎نامه کوتاه شهید …

این شهید امام(ره) را از ژرفای جان دوست می داشت تا بدان حد که وصیت‌نامه خود را با کوتاه ترین عبارت و در یک جمله به تحقق خواسته ها و سخنان رهبر و مقتدایش مزین کرد: «فقط نگذارید حرف امام به زمین بماند، همین» و چون حضرت امام (ره) جنگ را در رأس امور خوانده بود، حضور در جبهه را با شگفتی تمام بر دنیای عافیت و سلامت کلاس درس و دانشگاه ترجیح داد.

احمد رضا، سرانجام پس از شرکت فعال در عملیات کربلای ۵، در شب دوازدهم اسفندماه سال ۶۵ همراه تنی چند از همرزمانش از جمله مجید اکبری در درگیری با کمین های دشمن بعثی به شهادت رسید و به لقاءالله پیوست و پس از ۱۵ روز که پیکر خونینش میهمان آفتاب بود، بازگردانیده و در آرامگاه عاشورای ملایر به آغوش خاک سپرده شد.

انتهای پیام

مشاهده سایت اصلی

چاپ خبر

About Post Author

HaMeDaNi

Happy
Happy
0 %
Sad
Sad
0 %
Excited
Excited
0 %
Sleepy
Sleepy
0 %
Angry
Angry
0 %
Surprise
Surprise
0 %

About The Author

تموز نیوز

Average Rating

5 Star
0%
4 Star
0%
3 Star
0%
2 Star
0%
1 Star
0%

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *