شهیدمحسن امیدی «مسیح همدان» بود/ هر جا کم میآورم از روح شهید مدد میگیرم
شهیدمحسن امیدی «مسیح همدان» بود/ هر جا کم میآورم از روح شهید مدد میگیرم
معاون عملیات سازمان بسیج مستضعفین کشور ضمن اینکه شهید حاج محسن امیدی را «مسیح همدان» خواند و از نحوه شهادت این مرد بزرگ سخن به میان آورد.
به گزارش خبرگزاری فارس از نهاوند سردار سالار آبنوش ظهر امروز در آئین گرامیداشت یاد سردار شهید حاج محسن امیدی که در نهاوند برگزار شد با بیان خاطرهای در این رابطه اظهار کرد: چند سال قبل که برای شرکت در مراسم یادواره شهید عازم شهر بهار بودم در بین راه دخترم به من زنگ زد و از من پرسید الان کجا میروی؟ گفتم دارم برای شرکت در یادواره شهدا به شهر بهار میروم.
وی افزود: در این موقع او از من پرسید «شما حاج محسن امیدی را میشناسی؟»، من هم با تعجب پرسیدم چطور، گفت «دیشب من خواب او و یکی دیگر از شهدا را دیدم که به من گفت به پدرت بگو در این یادواره ها از شهدا بیشتر یاد کنند و حتی گفته که یکی از دوستان و رزمندگان که اهل یکی از شهرهای استان است به اردوگاه غریبه رفته لذا به او بگوئید به اردوگاه خودی بازگردد».
معاون عملیات سازمان بسیج در ادامه به خاطراتی از آخرین عملیاتی که در آن شهید مح..
شهیدمحسن امیدی «مسیح همدان» بود/ هر جا کم میآورم از روح شهید مدد میگیرم
معاون عملیات سازمان بسیج مستضعفین کشور ضمن اینکه شهید حاج محسن امیدی را «مسیح همدان» خواند و از نحوه شهادت این مرد بزرگ سخن به میان آورد.

به گزارش خبرگزاری فارس از نهاوند سردار سالار آبنوش ظهر امروز در آئین گرامیداشت یاد سردار شهید حاج محسن امیدی که در نهاوند برگزار شد با بیان خاطرهای در این رابطه اظهار کرد: چند سال قبل که برای شرکت در مراسم یادواره شهید عازم شهر بهار بودم در بین راه دخترم به من زنگ زد و از من پرسید الان کجا میروی؟ گفتم دارم برای شرکت در یادواره شهدا به شهر بهار میروم.
وی افزود: در این موقع او از من پرسید «شما حاج محسن امیدی را میشناسی؟»، من هم با تعجب پرسیدم چطور، گفت «دیشب من خواب او و یکی دیگر از شهدا را دیدم که به من گفت به پدرت بگو در این یادواره ها از شهدا بیشتر یاد کنند و حتی گفته که یکی از دوستان و رزمندگان که اهل یکی از شهرهای استان است به اردوگاه غریبه رفته لذا به او بگوئید به اردوگاه خودی بازگردد».
معاون عملیات سازمان بسیج در ادامه به خاطراتی از آخرین عملیاتی که در آن شهید محسن امیدی به فیض شهادت نائل آمدند پرداخته و افزود: سال ۶۵ بود که همه نیروهای باقیمانده از گروهانهای مختلف برای عملیات جمع شده بودند و به یک گردان تبدیل شدند به نام گردان علی اکبر(ع) که فرماندهی آن به شهید امیدی واگذار شد.
وی که معاون شهید امیدی را در آن گردان عهدهدار شده بود ادامه داد: یکی از پیچیدهترین عملیاتهای آبی جنوب به منظور نفوذ در دل دشمن برای از بین بردن استعدادهای نظامی در گردان علی اکبر(ع) در حال انجام بود و قرار شده بود که ما با طراحی دقیق در سکوت محض و کاملا سری تک آبی به دشمن بزنیم به گونهای که حتی صدای آب هم به گوش دشمن نرسد.
آبنوش افزود: پس از طراحی عملیات و جاگیری نیروها در مواضعشان ما به همراه حاج محسن به سمت دزفول حرکت کردیم و او گفتم که من به اهواز میروم تا سری به خانوادهام بزنم، آن موقع بود که ما متوجه شدیم ایشان منزلشان در اهواز بوده ولی کسی خبردار نشده بود.
وی افزود: ایشان پس از مدتی برگشتند و یک نوزاد چند ماهه هم با خود همراه داشت، با او مشغول صحبت بودیم که شهید امیدی گفت «این بچه با نگاهی که به من دارد میگوید که دیدار ما به قیامت و این آخرین دیدار من با اوست».
معاون عملیات سازمان بسیج به آخرین ساعات نزدیک شدن به شهادت سردار امیدی اشاره کرد و افزود: پس از بازگشت به خط مقدم عملیات آغاز شده بود و نیروها به اهداف مورد نظر خود رسیده بودند و با توجه به اینکه شب بود نیروهای ما با نیروهای عراقی قاطی شده بودند و نمیتوانستند گلوله شلیک کنند، فقط هنگامی که منور زده میشد ما میتوانستیم نیروهای خود را از عراقیها تشخیص دهیم.
وی بیان کرد: پس از تثبیت مواضع دشمن فردای آن روز یگانهای جدید را وارد منطقه می کرد و ما هم چون تجهیزاتمان تمام شده بود در حال عقبنشینی بودیم که پس از برگشت نیروها فقط من مانده بودم و شهید امیدی که در این لحظه بود که یکی از تانکهای عراقی تیر مستقیمی به سمت ما شلیک کرد که بر اثر آن من به یک گوشه افتادم و شهید امیدی هم به گوشه دیگر اما تا آن لحظه هنوز به شهادت نرسیده بود.
آبنوش ادامه داد: پس از مدتی درگیری سرانجام یکی دیگر از تانکهای عراقی شلیک کرد که ترکش توپ به گلوی حاج محسن اصابت کرده و او به شهادت رسید.
وی گفت: همانگونه که سردار بروجردی به عنوان «مسیح کردستان» از او یاد می شود، من هم اعتقاد دارم سردار شهید حاج محسن امیدی «مسیح همدان» است و هر موقع که جایی کم می آورم از روح او کمک میگیرم.
وی کربلایی شدن را از ویژگیهایی بارز شهدا ذکر کرد و گفت: یکی از شرایط کربلایی شدن این است که کربلا را درک کنیم؛ سالها طول کشید که من توانستم این مساله را درک نمایم اما شهدا آن را با عمق جان دریافته بودند و به همین خاطر بود که واقعا کربلایی شدند.
انتهای پیام/ 3140/ی