۹۴۶/ شهید اسدالله عباسی: دشمن خود را بشناسید
۹۴۶/ شهید اسدالله عباسی: دشمن خود را بشناسید
شهید اسد الله عباسی در وصیتنامه خود آورده است: ای برادران دشمن خودرا بیش از پیش و بهتر بشناسید و تنها به خدا و بعد به وحدت بین خودتان اتکا کنید.
به گزارش خبرگزاری فارس از همدان، «شهید»؛ شاهد شهود عرفانی شد و نقش هرچه خوبی را در چهارفصل گیتی نمایان کرد و چشم ستارگان آسمان را روشن، ققنوس هشت جنت که هفت آسمان را مجذوب خود کرده است، همان عاشقی که در وادی مقدس عاشقی، پر پرواز گشود و فرشتگان را نوازشگر روح نابش کرد.
میخواهیم هر روز را با نامی و یادی از این ستارهها، شب کنیم و کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز؛ باشد که ادای دینی باشد بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و شجاعت… «برگ سبزی، تحفه درویش»، «تا چه قبول افتد و چه در نظر آید».
تبرک لحظاتمان با شهید اسد الله عباسی:
بسم الله الرحمن الرحیم
هرکس که روی زیبا و جمال یار را دیده و دیگر نتوانسته از او دل بکند تا موقعی که پروانهوار بر گرد شمع وجود یار بگردد تا بسوزد آنگاه آسوده خاطر می شود که حق خود را برای عشق ادا کرده است.
آری به راستی من هم جمال یار را دیدم و برای رسیدن به ..
۹۴۶/ شهید اسدالله عباسی: دشمن خود را بشناسید
شهید اسد الله عباسی در وصیتنامه خود آورده است: ای برادران دشمن خودرا بیش از پیش و بهتر بشناسید و تنها به خدا و بعد به وحدت بین خودتان اتکا کنید.

به گزارش خبرگزاری فارس از همدان، «شهید»؛ شاهد شهود عرفانی شد و نقش هرچه خوبی را در چهارفصل گیتی نمایان کرد و چشم ستارگان آسمان را روشن، ققنوس هشت جنت که هفت آسمان را مجذوب خود کرده است، همان عاشقی که در وادی مقدس عاشقی، پر پرواز گشود و فرشتگان را نوازشگر روح نابش کرد.
میخواهیم هر روز را با نامی و یادی از این ستارهها، شب کنیم و کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز؛ باشد که ادای دینی باشد بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و شجاعت… «برگ سبزی، تحفه درویش»، «تا چه قبول افتد و چه در نظر آید».
تبرک لحظاتمان با شهید اسد الله عباسی:
بسم الله الرحمن الرحیم
هرکس که روی زیبا و جمال یار را دیده و دیگر نتوانسته از او دل بکند تا موقعی که پروانهوار بر گرد شمع وجود یار بگردد تا بسوزد آنگاه آسوده خاطر می شود که حق خود را برای عشق ادا کرده است.
آری به راستی من هم جمال یار را دیدم و برای رسیدن به لقایش حرکت کردم و خود را در راه یافتنش میبینم.
سالها است پی در پی وصیت نامه مینویسم ولی هر دفعه مانند دفعه قبلی کهنه می شود و به دیگر وصیت نامههای کهنه می پیوندد؛ سالها است که انتظارش را میکشم ولی هر بار با ناامیدی برمیگردم البته من از درگاه باری تعالی ناامید نمی شوم آن قدر با بیصبری به در خانهاش می روم تا اینکه جوابم را دهد و این بار گویی با دفعات قبل کلی فرق دارد دلم طوری دیگر شده گویی قدمی به دیدار معبود نزدیکتر شدهام پس بشنوید ندای درون مرا کعبهاش جماران و مدفنش جسم من است؛ آری سلام بر تو ای امام، رهبر، ای امید مستضعفان مطمئن باش که اگر من رفتم دوستانم همچنان یار تو هستند امام بیشتر خوف من از این بود که خدای نخواسته نتوانم ندای حسینی تو را لبیک گویم و من اول خدای خود را و در مرحله بعدی آفتاب سوزان جنوب و کوههای سر به فلک کشیده کردستان و غرب را شاهد میگیرم که لحظه ای از وظیفه خود غافل نشوم پس امام تو نیز شاهد باش تا اینک در پیش امام زمان (عج) رو سیاه نگردم.
امت حزب الله، ای یاوران روح الله چه وصیتی میتوانم برای شما داشته باشم در حالی که خودم از شما درس آموختم حضور شما را همه جا دیدم حس کردم و یقین پیدا کردم که همه جا پشت سرم هستید و به همین دلیل پیرزیهای فراوان قسمت اسلام و امت حزبالله شد. بدانید این امام ما را پشت گرم کرد که تنها به خدا و بعد به وحدتمان اتکا کنیم.
ای برادران دشمن خود را بیش از پیش و بهتر بشناسید و بدانید که ما با چه دشمن بی رحم و فاقد هرگونه شعور و انسانیت روبه رو هستیم، دشمنی که تا چندی قبل خود را طرفدار صلح و انسانیت میدانست حال ااین چنین که می بینید تجاوزگرانه با خوی وحشیگری خود را زنان و کودکان را قتل عام میکند. وحدت خود را حفظ کنید.
انتهای پیام/89001/